دفتر شعر
۱۷۵ شعر در این دفتر
هر دم زادمی خجسته دیدار تریهرچند که مهتری نکوکارتری
زاهد نکند توبه به زهد ای ساقیهرچند عیان عمل نمود ای ساقی
خور گوید کاشکی که زرین تنمیتا جام شراب شاه شیر اوژنمی
ای شاه نگویمت که چون گردونیزیراکه به قدر و جاه از او افزونی
این مجلس شاه و گلفشان اندرویخلدست و نعیم جاودان اندروی
لبیک دهد بخت چو آواز دهیتکبیرکند چو رزم را ساز دهی
یار از غم من خبر ندارد گویییا خواب به من گذر ندارد گویی