دفتر شعر
۲۶۲ شعر در این دفتر
ای خداوندان مال العتبار الاعتبارای خداوندان قال الاعتذار الاعتذار
روزی که مرا وصل تو در چنگ آیداز حال بهشتیان مرا ننگ آید
این جهان و آن جهان و هر چه هستعاشقان را روی معشوق است و بس
چشمم همی بخواهد دیدارتگوشم همی بخواهد گفتارت
در عشق تو من کیم که در منزل مناز وصل رخت گلی دمد بر گل من
مِهر تو به مُهر خاتم جم ندهموصلت به دم مسیح مریم ندهم
زنجیر معنبر تو دام دل ماستعنبر ز نسیم او غلام دل ماست
هر که او را دلی و جانی بودشد بمیدان عاشقی گویش
روزی که سر از پرده برون خواهی کرددانم که زمانه را زبون خوآهی کرد