دفتر شعر
۲۶۲ شعر در این دفتر
یا رب تو مرا انابتی روزی کنشایستهٔ خویش طاعتی روزی کن
یارب ز کرم بحال من رحمت کنبر این دل ناتوان من رحمت کن
یارب ز شراب عشق سرمستم کنوز عشق خودت نیست کن و هستم کن
نی از تو حیات جاودان می خواهمنی عیش و تنعم جهان می خواهم
گر درد دهد به ما و گر راحت دوستا ز دوست هر آن چیز که آید نیکوست
پیوسته دلم دم ار رضای تو زندجان در تن من نفس برای تو زند
بادا کَرَم تو بر همه پایندهاحسان تو سوی بندگان آینده