دفتر شعر
۲۶۲ شعر در این دفتر
ما را سرو سودای کس دیگر نیستاز عشق تو پروای کس دیگر نیست
ای واقف اسرار ضمیر همه کسدر حالت عجز دستگیر همه کس
در بارگهت سگان ره را بار استسگ را بار است و سنگ را دیدار است
من بندهٔ عاصیم رضای تو کجاستتاریک دلم نور و ضیای تو کُجاست