دفتر شعر
۲۶۲ شعر در این دفتر
هر درد که زین دلم قدم بر گیرددردی دگرش بجای در بر گیرد
گر روز وصال باز بینم روزیبا او گله های روز هجران نکنم
محنت همه در نهاد آب و گل ماستپیش از دل و گل چه بود آن حاصل ماست
در عشق تو من کیم که در منزل مناز وصل رُخت گلی دمد بر گل من
مرا تا باشد این درد نهانیتو را جویم که درمانم تو دانی