دفتر شعر
۷۷ شعر در این دفتر
جان برادر، فدای قلب فکارتخوب تسلی دهی به خواهر زارت
کرد اندر کربلا چون ناله هل من معیننور چشم مصطفی در روز عاشورا بلند
هر که را درد غریبی در جهان مضطر کندیاد باید از عزای سبط پیغمبر کند
ز بس که چرخ جفا کار و زشتکردار استهمیشه دشمن یار و معین اغیار است
کوفیان چون به صف ماریه غوغا کردندبهر تاراج حرم دست ستم وا کردند