دفتر شعر
۱۵۱ شعر در این دفتر
نامحرمان بسازید با جاهلی و پستی!ای کوته آستینان تا کی دراز دستی
ای قصه بهشت ز کویت حکایتیشرح نعیم خلد ز وصلت روایتی
ای پادشه خوبان داد از غم تنهائیدل بی تو به جان آمد وقتست که باز آئی
ای که حرمانی ما را تو روا میداریمخلصان را ز بر خویش جدا میداری
سلامی چو بوی خوش آشنائیبدان مردم دیده روشنائی
در طلعت تو پیدا انوار پادشاهیدر غیبت تو پنهان صد حکمت الهی
یا من اشتد فیک اهوائیسیدی، سیدی و مولائی