گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۵۷۳
بیدار چون شود ز شکر خواب زندگی
شمارهٔ ۵۷۴
می زنم دست جنون را بر سر دیوانگی
شمارهٔ ۵۷۵
حق زیادت رفته و مشغول فکر باطلی
شمارهٔ ۵۷۶
نمی بینم ز کس لطف عمیمی
شمارهٔ ۵۷۷
شوم قربانت ای بدخو که هم اینی و هم آنی
شمارهٔ ۵۷۸
ز جا برخاستن گردیده مشکل از گران جانی
از خویش گریزانم راهیم به خود بنماسرگشته و حیرانم چون باد پریشانم
شمارهٔ ۱
فرمود نویسنده تقدیر قلم را
شمارهٔ ۲
گویا که به تصویر کشیده است کمان را
شمارهٔ ۳
در تصور ز سر فتد دستار
شمارهٔ ۴
گر خیال تو نمی داد دلش را دستور
شمارهٔ ۵
این پله اش حدیث حدوث است آن قدم
شمارهٔ ۶
در حقیقت اوست شیطان رجیم
شمارهٔ ۷
آن سوره رحمن شد و این صورت رحمان
شمارهٔ ۸
بیا ز حق مگذر مشکل است جان بردن
شمارهٔ ۹
که شد دیده را نور بینش سیاه
شمارهٔ ۱۰
چو نی اگر کنیم بند بند نیست غمی
تیرگیها را ازین اقلیم بیرون داشتن
شمارهٔ ۱۱
کشد به دیده خود سرمه سلیمانی
بر در الله مقیمیم ما
بعد مناجات و ثنای خدانعت رسول است سعیدا سزا
رت به یاد آمد مرا
زنهار پا دراز مکن از گلیم خویش
شاهد او مقام ابراهیم