گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۴۹
هیچ است جهان به هیچ زنهار مپیچ
شمارهٔ ۵۰
اما با ما شمار دیگر دارد
شمارهٔ ۵۱
واندر دل اهل دل رهی پیدا کرد
شمارهٔ ۵۲
در منزل بی خودی گذر باید کرد
شمارهٔ ۵۳
خاک ره دوست بر سرم باید کرد
شمارهٔ ۵۴
انگشت نما میان خوبانم کرد
شمارهٔ ۵۵
بی روی تو دیده باز نتوانم کرد
شمارهٔ ۵۶
نی بر گله عام پریشان باشد
شمارهٔ ۵۷
خاکی است جهان در او صفا کی باشد
شمارهٔ ۵۸
دل جهد بسی کرد و بسی کافت نشد
شمارهٔ ۵۹
هرگز دل و دیده ام نکوکار نشد
بارید ابر بر گل پژمرده ای و گفتکاز قطره بهر گوش تو آویزه ساختم
شمارهٔ ۶۰
کی از تو ترانه و غزل می طلبند
شمارهٔ ۶۱
وی غره جامه با کفن بازی چند
شمارهٔ ۶۲
از کعبه کشان کشان به دیرم بردند
شمارهٔ ۶۳
در ساغر من شراب گلگون کردند
شمارهٔ ۶۴
بدنامی چند و نیکنامی چندند
شمارهٔ ۶۵
با خلق ز کبر گیر و داری دارند
شمارهٔ ۶۶
هر دم سر راه مستمندی گیرند
شمارهٔ ۶۷
گر خواب روم لطف تو بیدار کند
شمارهٔ ۶۸
هر یک به مثل نادره دورانند
شمارهٔ ۶۹
واندر طلبت به جان و دل پویانند
مرغی نهاد روی به باغی ز خرمنیناگاه دید دانه لعلی به روزنی
شمارهٔ ۷۰
در لرزه چو بید بر سر ایمانند