گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۲۲
غبار کفر لباس است حسن ایمان را
شمارهٔ ۲۱
که می رود ز غمت بر زبان پریشانم
شمارهٔ ۲۳
دلی اندوهگین داند صفای چشم گریان را
شمارهٔ ۲۴
هدیه می بردم دل را نذر کرده ام جان را
شمارهٔ ۲۵
مدد از کفر می رسد دین را
شمارهٔ ۲۷
که ندیده است به غیر از تو کسی جای تو را
شمارهٔ ۲۸
تکیه گاه خویش کردم طاق ابروی تو را
شمارهٔ ۲۹
که می دارند با شمشیر قایم دین ابرو را
شمارهٔ ۳۰
نگاهش می کند تفسیر بسم الله ابرو را
شمارهٔ ۳۱
دل دیوانه می داند نگاه طفل بدخو را
شمارهٔ ۳۲
نیست تکلیفی ز عالم مردم آزاده را
شمارهٔ ۳۳
می کند خون شهیدان زینت هنگامه را
شمارهٔ ۳۴
راه می دانیم ای دل گوشه ویرانه را
شمارهٔ ۳۵
نبود گذر از یک سر موی تو کسی را
شمارهٔ ۳۶
رنگ پریده می شکند آب و تاب ما
شمارهٔ ۳۷
صبح نومیدی دمد هر چند آه سرد ما
شمارهٔ ۳۸
آن است بیشتر سبب افتخار ما
شمارهٔ ۳۹
زخمی است که سوزد به دل ما جگر ما
شمارهٔ ۴۰
ز دل می برد زنگ خاکستر ما
شمارهٔ ۴۱
دور گردون هست تقلیدی ز دوران شما
شمارهٔ ۴۲
گوییا در شام دنیای دگر دیدیم ما
شمارهٔ ۴۳
هرکه گوید حرف حق منصور می دانیم ما
شمارهٔ ۴۴
پاک است از ریا و حسد خاندان ما
شمارهٔ ۴۵
از دست نارسا ننمود آستین ما