گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۶
تا پر اندر سخاخ سینه من
شمارهٔ ۱۸
تو را چون بنده ای گشتم به فرمانت کمر بندم
شمارهٔ ۱
به گردن نفس افتاده می روم از جا
شمارهٔ ۱۹
به آب چشم پر خون می نویسم
شمارهٔ ۳
نازم آن چشم سیاه تو که دارد همه را
شمارهٔ ۴
گر همه موج شراب است که دام است اینجا
شمارهٔ ۵
به لب شیرین تر از حلوا به قد موزون تر از طوبا
به پیچ و تاب درآورد آن کمر ما را
شمارهٔ ۷
مکن چون لاله پیدا در جهان داغ دل ما را
شمارهٔ ۸
فارغ شدم ز دنیا کردم نماز خود را
شمارهٔ ۹
بیهوده وانکردم قفل دهان خود را
شمارهٔ ۱۰
جذبه سرشار ما از هم کند زنجیر را
شمارهٔ ۱۱
پامال شد مشک خطا در زیر پا شبدیز را
شمارهٔ ۱۲
چسان خواهد کشیدن با قلم مد بیانش را
شمارهٔ ۲۰
چه کنم با که بگویم چه خیال اندیشم
شمارهٔ ۱۳
صید می کردم دل معنی شکار خویش را
شمارهٔ ۱۴
چشمی بد است رخنه دیوار باغ را
شمارهٔ ۱۵
یارب مباد فاصله این اتصال را
شمارهٔ ۱۶
تا شد رفیقم درد او رفت از سرم گرد هوا
شمارهٔ ۱۷
بر سینه بسته دست طلب در دعا مرا
از شراب تلخ غم بی غم نمی سازد مرا
پاس دارید خاطر هم را
آسیب خزان راه ندیده چمنم را
شمارهٔ ۲۱
که غیر وقت چه داند کسی صفای مرا