گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۵۷
سایه سان پیش قد او بر زمین است آفتاب
شمارهٔ ۵۸
تا شد غزال چشم سیه رام آفتاب
شمارهٔ ۵۹
فرصت غنیمت است بده رایگان شراب
شمارهٔ ۶۰
یار بی رحم است و ما بی آب و تاب
شمارهٔ ۶۱
تابش خورشید بر خورشید شد پیدا نقاب
شمارهٔ ۶۲
تا نیفشاند سحر بر روی گل شبنم گلاب
شمارهٔ ۲۵
منم و آب چشم و بیداری
شمارهٔ ۶۳
ای عشق مدد ساز که خون می کنم امشب
شمارهٔ ۶۴
تو نور دیده و از دیده غایب
شمارهٔ ۶۵
چون تیر قوت و مددی از کمان طلب
شمارهٔ ۶۶
دهد به غمزه شراب و کباب من مطلوب
شمارهٔ ۶۷
آتشکده مهر به دور قمر انداخت
شمارهٔ ۶۸
خون دل شد شام غم از دیده ام ایام ریخت
شمارهٔ ۶۹
چشم ما خواب گرانی داشت این افسانه ریخت
شمارهٔ ۷۰
ساقی است پیر بیعت و خم پیر صحبت است
شمارهٔ ۷۱
دایم به فکر نقش و نگار نزاکت است
شمارهٔ ۷۲
خنده گر نیست بجا گریه مستانه بجاست
شمارهٔ ۷۳
محفل لیلی ز مجنون پرس در محمل کجاست
شمارهٔ ۷۴
مرده ای بود ز اعجاز مسیحا برخاست
شمارهٔ ۷۵
به یاد وصل تو از مرد و زن فغان برخاست
شمارهٔ ۷۶
جنبش هر که از مقام خود است
شمارهٔ ۷۷
تعریف قدرت مطلع دیوان سعیداست
شمارهٔ ۷۸
ز دام جسته تسبیح و قید زنار است
شمارهٔ ۷۹
سعادت پیشکار و بخت یار است