گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
این باد سحر محرم رازست مخسبهنگام تفرع و نیاز است مخسب
ای یار که نیست همچو تو یار مخسبوی آنکه ز تو راست شود کار مخسب
بردار حجابها به یکبار امشبیک موی ز هر دو کون مگذار امشب
بیجام در این دور شرابست شراببیدود در این سینه کبابست کباب
بیطاعت دین بهشت رحمان مطلببیخاتم حق ملک سلیمان مطلب
بیکار مشین درآ درآمیز شتاببیکار بدن به خور برد یا سوی خواب
حاجت نبود مستی ما را به شرابیا مجلس ما را طرب از چنگ و رباب
خواب آمد و در چشم نبد موضع خوابزیرا ز تو چشم بود پرآتش و آب
دانیکه چه میگوید این بانگ رباباندر پی من بیا و ره را دریاب
در چشم آمد خیال آن در خوشابآن لحظه کزو اشک همی رفت شتاب
دل در هوس تو چون ربابست ربابهر پاره ز سوز تو کبابست کباب
ساقی در ده برای دیدار صوابزان باده که او نه خاک دیده است و نه آب
سبحانالله من و تو ای در خوشابپیوسته مخالفیم اندر هر باب
شب گردم گرد شهر چون باد و چو آباز گشتن گرد شهر کس ناید خواب
شب گشت درین سینه چه سوز است عجبمیپندارم کاول روز است عجب
علمی که تو را گره گشاید بطلبزان پیش که از تو جان برآید بطلب
گر آب حیات خوشگواری ای خوابامشب بر ما کار نداری ای خواب
گرم آمد عاشقانه و چست شتاببرتافته روح او ز گلزار صواب
گر میخواهی بقا و پیروز مخسباز آتش عشق دوست میسوز مخسب
مستند مجردان اسرار امشبدر پرده نشستهاند با یار امشب
هستم به وصال دوست دلشاد امشبوز غصهٔ هجر گشته آزاد امشب
یارب یارب به حق تسبیح ربابکش در تسبیحِ صد سوالست و جواب
یاری کن و یار باش ای یار مخسبای بلبل سرمست به گلزار مخسب
آب حیوان در آب و گل پیدا نیستدر مهر دلت مهر گسل پیدا نیست