گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۳۸
بس کس که حسود روزگار من و توست
شمارهٔ ۳۹
وین دل که مرا داد به تو غافل نیست
شمارهٔ ۴۰
تا ملک بود به جز یکی سلطان نیست
شمارهٔ ۴۱
شادند جهانیان و کس غمگین نیست
شمارهٔ ۴۲
وز عهد شب وصال تو روزی نیست
شمارهٔ ۴۳
جز سنگ ندیدم به دل سبزه و کشت
شمارهٔ ۴۴
در خاک به فر دولت تو زر یافت
شمارهٔ ۴۵
آرام و قرار از دل شوریده برفت
شمارهٔ ۴۶
شمشیر تو را ظفر در آغوش گرفت
شمارهٔ ۴۷
خواهد که به جای می بود در جامت
شمارهٔ ۴۸
رنج دل ما زچشم پر دستانت
شمارهٔ ۴۹
تا خصم ز باد حمله در خاک افتاد
شمارهٔ ۵۰
تا دهر بود بقای اقبال تو باد
شمارهٔ ۵۱
با به ز تویی مراد من حاصل باد
شمارهٔ ۵۲
وز بند تو بنده تو آزاد مباد
شمارهٔ ۵۳
در عادت تو جز هنر و داد مباد
شمارهٔ ۵۴
هر خصم که هست جز به دام تو مباد
شمارهٔ ۵۵
اقبال تو در تن سعادت جان باد
شمارهٔ ۵۶
جانها همه از طبع تو آمیخته باد
شمارهٔ ۵۷
ملک همه شاهان مقدم به تو داد
شمارهٔ ۵۸
گردون همه بر فال همایون گردد
شمارهٔ ۵۹
وز دولت تو رسیده بر گردون گرد
شمارهٔ ۶۰
از رنج خمارگشت با ناله و درد
شمارهٔ ۶۱
وز کام و هوای خویش فردم دارد