گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۳۳۵
به دفع وعده و تاخیر باز نتوان داشت
شمارهٔ ۳۳۶
می بیارید که طوفان ملامت بگذشت
شمارهٔ ۳۳۷
چو باد صبح که بر طرف بوستان بگذشت
شمارهٔ ۳۳۸
سواره بر من مسکین ناتوان بگذشت
شمارهٔ ۳۴۰
با دوستان همدم و یاران خوش جهشت
شمارهٔ ۳۴۱
هزار یاد سر و دست و بازو و دوشت
شمارهٔ ۳۴۲
مجلسی دیدم همه عیسی دم و مریم جهشت
شمارهٔ ۳۴۳
چو اصل صورت معنی بود چه خوب و چه زشت
شمارهٔ ۳۴۴
ز آفت خویشتن رهایی یافت
شمارهٔ ۳۴۵
دل به جان آمد از آن روز که دلدار برفت
شمارهٔ ۳۴۶
در انتظار شد و ایام و روزگار برفت
شمارهٔ ۳۴۷
به اختیار سفر اختیار کرد و برفت
شمارهٔ ۳۴۸
بی دلی را گر ز دستش اختیاری رفت رفت
شمارهٔ ۳۴۹
که صبح و شام و شب و روز با شراب گرفت
شمارهٔ ۳۵۰
پی یار دیگر مخواهد گرفت
شمارهٔ ۳۵۱
یا زخواص بهار نشو و نما برگرفت
شمارهٔ ۳۵۲
هر چه نه لیلیش بود از همه دل برگرفت
شمارهٔ ۳۵۳
بسوخت وز جگر تشنه آب بازگرفت
شمارهٔ ۳۵۴
هر زمان شیوه ی دیگر نتوانیم گرفت
شمارهٔ ۳۵۵
که از حال من هم چنانی نرفت
شمارهٔ ۳۵۶
عشق به من نام و نشان باز گفت
شمارهٔ ۳۵۷
لبش را چشمه کوثر توان گفت
شمارهٔ ۳۵۸
گمان بردم که هات الراح می گفت
شمارهٔ ۳۵۹
که در فراق توام نیست بیش از این طاقت