گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۳
ما را بس است صورت روی تو نو بهار
شمارهٔ ۴
وی گشته از وصال لبت جاودانه جان
شمارهٔ ۱
هاتها تفترعن ثغرالملاح
شمارهٔ ۲
للعالمین منه ضل النعیم سرمد
برو عشقت در هر دو جهان بست
با حریفان ز خرابات برون آمد مست
از این معنی بگو یک جو تو را هست
عید را روی تو مبارک باد
شمارهٔ ۵
گل به تماشای او روی به بستان کند
شمارهٔ ۶
وآنچ در عالم کشی کرد از تباهی می کند
شمارهٔ ۷
طوطیم در قفس از من شکری باز مگیر
شمارهٔ ۸
حاش لله بار عشق دیگران چون کشم
شمارهٔ ۹
در درج سخن چرا بندی
شمارهٔ ۱۰
پر کن قدح ز باده گلرنگ راوکی
که قزل ارسلان جهاندار است
هیچ دانی چه آمد از تو به من
یا گشت پریشان دل موری از ما
وز دیده و دل ریخته ام آتش و آب
وز غایت خرمی شوم مست و خراب
دست ستمش به عقل بر نتوان بیخت
گلبرگ حیاتت نه به هنگام بریخت
یار آمد و می در قدح یاران ریخت
تا همچو شکوفه چرخش از دار آویخت
جانت به سزا بودکه خدمت کردت