گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۸۹
دشمن نکند آنچه تو با من کردی
شمارهٔ ۹۰
کاین شش صفت از اهل تصوف داری
شمارهٔ ۹۱
وی نرگس مست میل خفتن داری
شمارهٔ ۹۲
یا از تو شکایتی شکالم به کسی
شمارهٔ ۹۳
بی نوبت تو مباد عالم نفسی
شمارهٔ ۹۴
بگشای ز حلق شیشه خون صافی
شمارهٔ ۹۵
جانی دارم هزار تاب اندر وی
شمارهٔ ۹۶
بگرفته ز ماه دولتت تا ماهی
شمارهٔ ۹۷
وصلش طلب ار ملک جهان می خواهی
شمارهٔ ۹۸
هم نام سعادت است و هم روز بهی
شمارهٔ ۹۹
امروز بسی ز دی بتر می گویی
شمارهٔ ۱۰۰
خواهم که قدح های خیالت به صبوح
قل الحمدلله نزاری فقلخداوند جزو و خداوند کل
گزین کرد فی الجمله از کایناتوجود محمد علیه الصلات
الهی زفضلت نباشد بدیعخطاهای ما در پذیر از شفیع
نزاری ز پاکیزه کاران درایز پاکان و پاکیزه کاران سرای
چو بر مرکب فکر گردم سوارنیارم گرفتن عنان استوار
یکی پیر رهبر طلب ای جوانکه راه از پسش پیش بردن توان
مرا فضل بخشنده دین و داددو فرزانه فرزند شایسته داد
بقا باد این هر دو را بی شماربلند اختر و بخت فرخنده بار
به تکرار و تذکار عادت کنندبدین بیت تضمین اعادت کنند
شراب آن گهی دست شرست و شورکه باشد سر فتنه را دست زور
غذای تن و قوت جان است راحچه وصفش کنم بیش از آن است راح
به عهد جوانی چنان بودمیکه از سایه خود رمان بودمی