گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۱۰۴۲
عمر من بگذشت و من نگذشتم از سودای تو
شمارهٔ ۱۰۴۳
سر برود ولی ز سر کم نشود هوای تو
شمارهٔ ۱۰۴۴
که سر از پای و شب از روز ندانم بی تو
شمارهٔ ۱۰۴۵
دریغ آن همه اخلاص و دوستاری تو
شمارهٔ ۱۰۴۶
آفت بد نامی من غایت رسوایی تو
شمارهٔ ۱۰۴۷
جان از برای می که ستاند زما گرو
شمارهٔ ۱۰۴۸
مگر خلاص دهندم ز پای مال غم تو
شمارهٔ ۱۰۴۹
کمند عنبرین است آن اگر مو
شمارهٔ ۱۰۵۰
نارسته چون تو در چمن روزگار سرو
شمارهٔ ۱۰۵۱
مکن به کام رقیبان مکن مرا بمرو
شمارهٔ ۱۰۵۲
وه که چه عیش کردمی تازه به تازه نو به نو
شمارهٔ ۱۰۵۳
به یاد روی تو ساغر به دست اما کو
شمارهٔ ۱۰۵۴
بوی بنفشه می دمد ساقی گل عذار کو
شمارهٔ ۱۰۵۵
ز سحر سامری پر شد همه آفاق ثعبان کو
شمارهٔ ۱۰۵۶
سخت است دشوار طریقی ست رهی آسان کو
شمارهٔ ۱۰۵۷
امشب از بهر خدا مرحمتی کن بمرو
شمارهٔ ۱۰۵۸
سخنی چند از این بی دل شیدا بشنو
شمارهٔ ۱۰۵۹
جان بر دهان رسیده و بسته دهان ز آه
شمارهٔ ۱۰۶۰
شود بر من زبان خلق کوتاه
شمارهٔ ۱۰۶۱
زنده گرداندم از رایحه ی روح الله
شمارهٔ ۱۰۶۲
تا به ماهت کنم از دور نگاه
شمارهٔ ۱۰۶۳
وان که جز عشق تو اش کیش بود قربان به
شمارهٔ ۱۰۶۴
بگو گفت استغفرالله توبه
شمارهٔ ۱۰۶۵
خیز به یک چاره کن چار ه ی ما ساخته