گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۱۰۷۰
تن تاب مهر داده دل خون ناب گشته
شمارهٔ ۱۰۷۱
اکنون منم و چشمی در خون دل آغشته
شمارهٔ ۱۰۷۲
آتش رخساره ی تو آب گرفته
شمارهٔ ۱۰۷۳
ترک همه نام و ننگ خود گفته
شمارهٔ ۱۰۷۴
قدم نتوان زدن با سالک ره
شمارهٔ ۱۰۷۵
ناکرده جرمی هر زمان با ما در آشفتن که چه
شمارهٔ ۱۰۷۶
جانم زتشنگی به لب آمد بیار باده
شمارهٔ ۱۰۷۷
وز غایت شوق در خود افتاده
شمارهٔ ۱۰۷۸
بر سرکش و ده به دست و سر ده
شمارهٔ ۱۰۷۹
ور شهر وجود خود اوباش به در کرده
شمارهٔ ۱۰۸۰
پای تا سر همچو زلفت بند در بند آمده
شمارهٔ ۱۰۸۱
نی غلط کردم کدامین دوش هم وار آمده
شمارهٔ ۱۰۸۲
آری آری این بیان در عین لولاک آمده
شمارهٔ ۱۰۸۳
نی سهو گفتم جان به لب بر بوی جانان آمده
شمارهٔ ۱۰۸۴
بیا که مرده به می زنده می کند بنده
شمارهٔ ۱۰۸۵
دیده بسیار خوش تر از دیده
شمارهٔ ۱۰۸۶
آخر ز ما چه دیدی ای نور هر دو دیده
شمارهٔ ۱۰۸۷
آمدی بر سر من از همه کس دزدیده
شمارهٔ ۱۰۸۸
وز تو همه نقض عهد دیده
شمارهٔ ۱۰۸۹
نه با کس گفته اند ایشان نه زایشان کس نیوشیده
شمارهٔ ۱۰۹۰
به قدر جهد بکوشم به حیله و چاره
شمارهٔ ۱۰۹۱
عنان به دست بلا داده ام دگرباره
شمارهٔ ۱۰۹۲
ز شهر فتنه برانگیختم دگرباره
شمارهٔ ۱۰۹۳
طمع از جان بریده یک باره