گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۶۳
بهر یک پروانه از هر سو چراغ دیگری ست
شمارهٔ ۶۴
اشک دامانم گرفت و آتشم از سر گذشت
شمارهٔ ۶۵
وداع کرد شراب و خمار من باقی ست
شمارهٔ ۶۶
عالمی را برده از یاد آنکه در یاد من است
شمارهٔ ۶۷
نیک خواهم بود آن کس که بداندیش من است
شمارهٔ ۶۸
دیگری دارد مصیبت بر سر من خاک چیست
شمارهٔ ۶۹
خون پیاله ریختی و رنگ ما شکست
شمارهٔ ۷۰
پاک بین را همه جانب نظر پاک یکی ست
شمارهٔ ۷۱
محرومی ام گلی ست کش آسیب خار نیست
شمارهٔ ۷۲
کم حوصله ای خون جگر بر تو حرام است
شمارهٔ ۷۳
گر دمی بر سر نازست دمی دیگر نیست
شمارهٔ ۷۴
قدم برون مگذار از دلم که جا اینجاست
شمارهٔ ۷۵
بار اوراق تغافل را چرا شیرازه بست
شمارهٔ ۷۶
چو گل که تازه ز آب و شکفته از بادست
شمارهٔ ۷۷
هرکه شد ز اهل سلامت مرد این بازار نیست
شمارهٔ ۷۸
یا رب این مغلطه مجنون ترا با چه کس است
شمارهٔ ۷۹
خارخار سینه ما را مداوا ناخن است
شمارهٔ ۸۰
روزم سیاه کرده چشم سیاه کیست
شمارهٔ ۸۱
در حیرتم که خاطرم از غصه چون شکست
شمارهٔ ۸۲
چه شد که غنچه صد برگ او به صد رنگ است
شمارهٔ ۸۳
به این خط چشم هرکس آشنا نیست
شمارهٔ ۸۴
سینه صد پیکان چشید و دست از افغان برنداشت
شمارهٔ ۸۵
در خم زلفت دلم را شانه محراب دعاست
شمارهٔ ۸۶
پیوسته مرا لذت آغاز نیاز است