گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۳۹
بنگر شکسته رنگی بیمار خویش را
شمارهٔ ۴۰
که کرده ورد زبان حرف آشنایی را
شمارهٔ ۴۱
داده جا در پرده دل طفل محجوب مرا
شمارهٔ ۴۲
که روز هجر تو باشد شب رحیل مرا
شمارهٔ ۴۳
نخل امید بین که چه بر می دهد مرا
شمارهٔ ۴۴
از روی هم نوشته قضا سرنوشت ما
شمارهٔ ۴۵
بددلی ام ز سایه اش فرض کند رقیب را
شمارهٔ ۴۶
بر قلب رسوایی زدم زین پس من و دیوانه ها
شمارهٔ ۴۷
سرشته اند به آب حیات خاک مرا
شمارهٔ ۴۸
زدی بر سر گره سودای ما را
شمارهٔ ۴۹
تا فتد عکس جمال تو در آیینه ما
شمارهٔ ۵۰
بلبلان کردند تعلیم غزل خوانی مرا
شمارهٔ ۵۱
حباب از خیمه نتواند که پوشد روی دریا را
شمارهٔ ۵۲
شمع گو منت منه بر کلبه احزان ما
شمارهٔ ۵۳
کسی چه می کند ای دل فضای تنگ ترا
شمارهٔ ۵۴
شوریده آن سری که به سامان شد آشنا
شمارهٔ ۵۵
که از هر چین زلفش رخنه ای در دین شود پیدا
شمارهٔ ۵۶
به جز شمعم که گاهی بر سر بالین شود پیدا
شمارهٔ ۵۷
افکند سایه مرغ سعادت به بام ما
شمارهٔ ۵۸
چند باشد گوشم از آواز پایی بی نصیب
شمارهٔ ۵۹
می رسد گل چون توان از باده گلگون گذشت
شمارهٔ ۶۰
پارسا در حلقه مستان نشستن خوب نیست
شمارهٔ ۶۱
آیینه من است که از آب روشن است
شمارهٔ ۶۲
خبر دهید که فانوس بی چراغ کجاست