گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۲۷۵
با خود ز جنون دست و گریبان شده ای چند
شمارهٔ ۲۷۶
بساط آرزو با یاد آن سیب ذقن چیند
شمارهٔ ۲۷۷
چون صدف کس انتخاب قطره از دریا نکرد
شمارهٔ ۲۷۸
که آفتاب می از جام برنمی آید
شمارهٔ ۲۷۹
حرف زلفت بر ورق خط را چلیپا می کند
شمارهٔ ۲۸۰
از باد آفتی به چراغم نمی رسد
شمارهٔ ۲۸۱
گر جان به لب آید ز ستم آه نگه دار
شمارهٔ ۲۸۲
خون شو ای دل تا گشاید جای پیکان دگر
شمارهٔ ۲۸۳
چشمت ز حادثات جهان فتنه سازتر
شمارهٔ ۲۸۴
بی خاک درگه تو قسم را چه اعتبار
شمارهٔ ۲۸۵
در پیش آفتاب ز شبنم چه اعتبار
شمارهٔ ۲۸۶
دل را چه فریبم به خط و خال کبوتر
شمارهٔ ۲۸۷
کعبه با خود دارم و در قید احرامم هنوز
شمارهٔ ۲۸۸
سرمه در چشم تو همخانه نازست هنوز
شمارهٔ ۲۸۹
به شمع انجمنی راه برده ام که مپرس
شمارهٔ ۲۹۰
چه عجب گر گله مندیم ز تاثیر نفس
شمارهٔ ۲۹۱
با نور رخت یاد تجلی نکند کس
شمارهٔ ۲۹۲
دست نوازشی به سر آفتاب کش
شمارهٔ ۲۹۳
گیرد از غیرت من ابر چو دریا سر خویش
شمارهٔ ۲۹۴
در آشنایی بت ناآشنای خویش
شمارهٔ ۲۹۵
خاطرم ساخته چون جغد به ویرانه خویش
شمارهٔ ۲۹۶
دارم چو غنچه مهر ابد بر دهان خویش
شمارهٔ ۲۹۷
شکوه ها دارد دلم از طاقت بسیار خویش
شمارهٔ ۲۹۸
گمان بردم که هریک چشم حیرانی ست بر رویش