گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۵
تاب خورشید کجا خشک کند دریا را
شمارهٔ ۶
بود اول حکایت این که جان خالی کند جا را
شمارهٔ ۷
کی این همه مهر است به فرزند پدر را
شمارهٔ ۸
مرغ آن باغم که پیکان غنچه سیراب اوست
شمارهٔ ۹
از رشک گلت آب رخ حور فرو ریخت
شمارهٔ ۱۰
روز و شب گوش بر پیام کسی ست
شمارهٔ ۱۱
لیلی به ناز رفته و مجنون در آتش است
شمارهٔ ۱۲
خون جگر نمک چش خوان وداع ماست
شمارهٔ ۱۳
جراحتی که ز مرهم فزوده داغ من است
شمارهٔ ۱۴
در سرم آتش سودای تو سودا نگذاشت
شمارهٔ ۱۵
در چشم ترم هر مژه فواره خون است
شمارهٔ ۱۶
یک گل شکفت و رونق صد گلستان شکست
شمارهٔ ۱۷
مردم چشم مرا همخانه ای پیدا شود
شمارهٔ ۱۸
که شمع راه به مجلس ز سوختن دارد
شمارهٔ ۱۹
به جای آب اخگر چشمم از دامن فرو ریزد
شمارهٔ ۲۰
مرا این صوت خوش از خویشتن بیگانه می سازد
شمارهٔ ۲۱
دور از آن لب در مذاقم باده طعم خون دهد
شمارهٔ ۲۲
بویی دهد به گل که گل از خویشتن رود
شمارهٔ ۲۳
به گلشن گر گذارم رو گل از من رو بگرداند
شمارهٔ ۲۴
هر جزو آن به داغ دگر مبتلا شود
شمارهٔ ۲۵
این زمان هست نگاهی که ازین پیش نبود
شمارهٔ ۲۶
ور پیچم از خیال تو گردن سرم مباد
شمارهٔ ۲۷
به هرجا برفروزد آتش آنجا دود برخیزد
شمارهٔ ۲۸
به گوشم امشب آواز مبارکباد می آید