گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۱۳
از جهل نجات کی دهد نادان را
شمارهٔ ۱۴
بد گفتن آن رخنه کند ایمان را
شمارهٔ ۱۵
کس چون شکند شکسته اندامان را
شمارهٔ ۱۶
سرعت نبود هنر دل آگه را
شمارهٔ ۱۷
در خور نبود شهی گدای شه را
شمارهٔ ۱۸
دارد همه کس مسلم این دعوی را
شمارهٔ ۱۹
بستیم به پای شعله خاشاکی را
شمارهٔ ۲۰
چون اشک مکن پیشه زمین شویی را
شمارهٔ ۲۱
باقی همه اوست این و آن را چه بقا
شمارهٔ ۲۲
از حرف قناعت است پر نامه ما
شمارهٔ ۲۳
عاشق نشنیده ست کران دریا
شمارهٔ ۲۴
پیوسته به جهل یابد از خلق خطاب
شمارهٔ ۲۵
در وصل دلم ز یاد هجرست خراب
شمارهٔ ۲۶
رهبر بودش گرچه خرد در همه باب
شمارهٔ ۲۷
عاقل ز پی نصیحتش در تب و تاب
شمارهٔ ۲۸
خواهد شدن این قطره پر باد خراب
شمارهٔ ۲۹
کی اصل جدا ز فرع خود دارد تاب
شمارهٔ ۳۰
از شغل ملامتم ندارد خور و خواب
شمارهٔ ۳۱
آزاد برون رود ازین دیر خراب
شمارهٔ ۳۲
از عشق و خرد جوی مدد در همه باب
شمارهٔ ۳۳
تاخیر به کار راستان آمده باب
شمارهٔ ۳۴
امید به توست خلق را در همه باب
شمارهٔ ۳۵
پروردن تن عیب بود از خور و خواب
شمارهٔ ۳۶
فال ره فقر می زنم در همه باب