گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۵۳۵
با کعبه به راه کعبه می پویی تو
شمارهٔ ۵۳۶
در دیده نگاه حسرت افروزت کو
شمارهٔ ۵۳۷
در هفت فلک اختر فیروزی کو
شمارهٔ ۵۳۸
بی وجه چه رنجش و عتاب است بگو
شمارهٔ ۵۳۹
یک حرف به کوی صد زبانم مشنو
شمارهٔ ۵۴۰
بر کس نفتد ز سرکشی پرتو ماه
شمارهٔ ۵۴۱
بر حال دلم سینه ریش است گواه
شمارهٔ ۵۴۲
گردون نشمارد گل شان را به گیاه
شمارهٔ ۵۴۳
پیوسته بود بر مژه چون شمع نگاه
شمارهٔ ۵۴۴
این ره مگذار و عیش کن خاطرخواه
شمارهٔ ۵۴۵
بحر گوهر از سکوت خس پوش مخواه
شمارهٔ ۵۴۶
چون مردم دیده مرد در عزلت به
شمارهٔ ۵۴۷
زان آینه این غبار برخاسته به
شمارهٔ ۵۴۸
ویران شده تو از هر آبادی به
شمارهٔ ۵۴۹
گر هوش تو اند خلق بیهوشی به
شمارهٔ ۵۵۰
پیوسته چو پرگار رود سرگشته
شمارهٔ ۵۵۱
ور پنجه کند چو پنجه ور در پنجه
شمارهٔ ۵۵۲
من خود به کدام مرز و بوم افتاده
شمارهٔ ۵۵۳
یک بر نگرفته ست که صد ننهاده
شمارهٔ ۵۵۴
آرام غم تو پیچ و تابم برده
شمارهٔ ۵۵۵
زین بیش نگوییم سخن در پرده
شمارهٔ ۵۵۶
اول آتش در من دیوانه زده
شمارهٔ ۵۵۷
این برق بر آشنا و بیگانه زده
شمارهٔ ۵۵۸
یا نفس ز مدعای خود شرمنده