گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۵۵۹
چون شمع ز گریه شد تنم فرسوده
شمارهٔ ۵۶۰
نام تو کس از من به بدی نشنیده
شمارهٔ ۵۶۱
کاهیده نشاط و محنتم بالیده
شمارهٔ ۵۶۲
سرگرمی عشق برده تاب از شعله
شمارهٔ ۵۶۳
در زیر لبم شکست پیغام گله
شمارهٔ ۵۶۴
حق در دنیا برآورد کار همه
شمارهٔ ۵۶۵
درد تو دوای دل بیمار همه
شمارهٔ ۵۶۶
مجنون شدن است باب در ویرانه
شمارهٔ ۵۶۷
جغدست ترانه سنج در ویرانه
شمارهٔ ۵۶۸
مانده ست هنوز دوره ای چند به جای
شمارهٔ ۵۶۹
شهباز من از صید کبوتر بازآی
شمارهٔ ۵۷۰
ای روشنی دیده عالم بازآی
شمارهٔ ۵۷۱
با دیده نمناک و دل پرخون آی
شمارهٔ ۵۷۲
یار همه ای و مهربان همه ای
شمارهٔ ۵۷۳
ای عقل چه گویمت زبان همه ای
شمارهٔ ۵۷۴
بیگانه چه خوانمت که بیگانه نه ای
شمارهٔ ۵۷۵
با توست ازین و آن چرا می طلبی
شمارهٔ ۵۷۶
این صبر کجاست کار هر ایوبی
شمارهٔ ۵۷۷
زین هستی موهوم چو رستی رستی
شمارهٔ ۵۷۸
آسان نتوان رفت ز پل در مستی
شمارهٔ ۵۷۹
ناخورده می از رنج خمارم کشتی
شمارهٔ ۵۸۰
غربت شده دشمنم حبیبان مددی
شمارهٔ ۵۸۱
دانسته گرفتار ملالم کردی
شمارهٔ ۵۸۲
ناآمده مشتاق جمالم کردی