گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۵۸۶
چون ناطقه در زبان درازی ماندی
شمارهٔ ۵۸۷
کیفیت عشق او هم از ما بودی
شمارهٔ ۵۸۸
وین فرض محال هم روا می بودی
شمارهٔ ۵۸۹
در آینه ات صفای مردم دیدی
شمارهٔ ۵۹۰
سویم نگذاری قدم از پرکاری
شمارهٔ ۵۹۱
چون شعله مباش گرم با هر خاری
شمارهٔ ۵۹۲
دارم سخنی گوش به من گر داری
شمارهٔ ۵۹۳
عبرت گیرند خلق ازو بسیاری
شمارهٔ ۵۹۴
در دل مگذار ناله ای گر داری
شمارهٔ ۵۹۵
بی چیز به خود گمان چیزی داری
شمارهٔ ۵۹۶
هر رنگ بری دلم دگر گون آری
شمارهٔ ۵۹۷
مشکل که نجات بخشدت از دوری
شمارهٔ ۵۹۸
پای غلط از چون و چرایی نخوری
شمارهٔ ۵۹۹
چون روح مرا قرار در تن گیری
شمارهٔ ۶۰۰
گوشی بگشا چو کوک گردد سازی
شمارهٔ ۶۰۱
دشمن رویی و دوستی می ورزی
شمارهٔ ۶۰۲
جانی و ز صحبت بدن پرهیزی
شمارهٔ ۶۰۳
بگسل ز تعلق که به جایی برسی
شمارهٔ ۶۰۴
بی رنج قدم به کار ننهاد کسی
شمارهٔ ۶۰۵
بخرام که نگرفته خرام از تو کسی
شمارهٔ ۶۰۶
نی خواری و انکسار ماند به کسی
شمارهٔ ۶۰۷
رمزی که بود فاش تر از هر فاشی
شمارهٔ ۶۰۸
ور زان خودی به نام از خود باشی
شمارهٔ ۶۰۹
وی گل چه بود که زیب گلشن باشی