گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۶۱۴
بیهوده درین دیار بودن تا کی
شمارهٔ ۶۱۵
بیداردلان شوند در خواب یکی
شمارهٔ ۶۱۶
زین قوم نشان ده کمال است یکی
شمارهٔ ۶۱۷
فیاض شود هلاک از بی برگی
شمارهٔ ۶۱۸
کی نخل فتد به خاک از بی برگی
شمارهٔ ۶۱۹
سلطانی راست فقر نعم البدلی
شمارهٔ ۶۲۰
دی گفت برای اهل عرفان مثلی
شمارهٔ ۶۲۱
صد فرد چو غنچه است در هر بغلی
شمارهٔ ۶۲۲
کی شکوه به گردون برد از بدحالی
شمارهٔ ۶۲۳
این حال درین محیط باشد حالی
شمارهٔ ۶۲۴
گویند حریفان که چرا می نالی
شمارهٔ ۶۲۵
پنهان ز نظر کنند بی آرامی
شمارهٔ ۶۲۶
با حق طلبان هم آشنا باش دمی
شمارهٔ ۶۲۷
کی گرمی عشق را بود پایانی
شمارهٔ ۶۲۸
از بی برگی چه باک و بی سامانی
شمارهٔ ۶۲۹
تحسین تو کس نمی کند تا دانی
شمارهٔ ۶۳۰
هموراه به فکر خام پرداختنی
شمارهٔ ۶۳۱
این رشته نیامد ز ازل تافتنی
شمارهٔ ۶۳۲
می سوزد ازین واسطه جانم بر نی
شمارهٔ ۶۳۳
خاک در علمی در دیگر نزنی
شمارهٔ ۶۳۴
بی پروایی مباد پروا نکنی
شمارهٔ ۶۳۵
از باده تقلید گلو تر چه کنی
شمارهٔ ۶۳۶
از ذلت نفس خاک بر سر چه کنی
شمارهٔ ۶۳۷
آهنگ خیالی که نداری چه کنی