گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۱۴
که تو غلام نیی روی تو سیاه چراست
شمارهٔ ۱۵
موج آن بالا و اوج کوشک میدیدیم پست
شمارهٔ ۱۶
که زحل کرسی نه پایه به هیزم بفروخت
شمارهٔ ۱۷
که تورا شعر هست و دیوان نیست
شمارهٔ ۱۸
قبول از تو و زبنده فرمودن است
شمارهٔ ۱۹
نوشته آن همگی در درون دیوانهاست
شمارهٔ ۲۰
غافل از ذوق باده عنبی است
شمارهٔ ۲۱
که در دفترم زآن سخن هیچ نیست
شمارهٔ ۲۲
سگ روی غلام همچو یوزی دارد
شمارهٔ ۲۳
رباب و عود خود را با تو میداد
شمارهٔ ۲۴
گه سلیمانش آستان بوسید
شمارهٔ ۲۵
مرغ که در سدره همین نغمه سراید
شمارهٔ ۲۶
حق به دست اوست گر فریاد و افغان می کند
شمارهٔ ۲۷
بغیر از عجز و مسکینی ندارد
شمارهٔ ۲۸
جواب دادنی اش در نفس به بانگ بلند
شمارهٔ ۲۹
من چه گویم چون نظامی را جوابش حد نبود
شمارهٔ ۳۰
تا جهانیت مرد دین خوانند
شمارهٔ ۳۱
مرا زدست هنرهای خویشتن فریاد
شمارهٔ ۳۲
در فغان و خروش میآید
شمارهٔ ۳۳
جدا افتاد زو افغان برآمد
شمارهٔ ۳۴
تو آن نه ای که دل از صحبت تو برگیرند
شمارهٔ ۳۵
بره کان کشت و سه پایه را برد
شمارهٔ ۳۶
لاف از سخن چو در توان زد
شمارهٔ ۳۷
که رشیدیه را کنیم آباد