گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۵۰۱
دور از در تو خانه برانداختهای چند
شمارهٔ ۵۰۲
در دولت غم تو همین پایه پس بود
شمارهٔ ۵۰۳
بالین دردمندان جز آستان نباشد
شمارهٔ ۵۰۴
صد خواب را ز گریه ما آب می برد
شمارهٔ ۵۰۵
چیدن چه خیال است که دیدن نگذارند
شمارهٔ ۵۰۶
مستی صفت مردم آزاده نباشد
شمارهٔ ۵۰۷
ز دل نیز صبر و سکون می رود
شمارهٔ ۱
به ثنای ملک الملک خدای متعال
شمارهٔ ۲
بر بر لوح کبریایی تو توقیع لا اله
شمارهٔ ۳
غاشیه کبریات شهپر روح الامین
شمارهٔ ۴
چون خلعت مصطفی و آدم
که بنمایی ره ارباب ورع را
دانم که با دل خود گفتی چهاست اینها
ز دور دون صباحا او رواحا
که در غزل ببرم نام آن دلارا را
شمارهٔ ۵
خواستی گرچه آن سزاوار است
شمارهٔ ۶
بامنت از بی نوایی جنگ چیست
شمارهٔ ۷
که ماموش مه پیکر و دوست روست
شمارهٔ ۸
هر دو دندانش شکسته همچو دست
شمارهٔ ۹
گر بمن نا اهل و دانا گویمت
شمارهٔ ۱۰
آنی که جنه است چو خمی پرزگندم است
شمارهٔ ۱۱
همدم صبح سحر خیز و خنک جان و تنت
شمارهٔ ۱۲
شکر کز آزادگی بنده در آن سلک نیست
شمارهٔ ۱۳
خدا را درودی که او را سزاست