گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۱۷
نزد ما نفرین تلخت از دعا شیرین تر است
شمارهٔ ۱۸
افسوس که آن آینه را زنگ گرفته است
شمارهٔ ۱۹
اگر وفا نکن با کسی جفا کافی است
شمارهٔ ۲۰
خود بگو عاشق بیچاره مگر ایوبست
شمارهٔ ۲۱
عشق چون شد پرده در او را وفایی لازمست
شمارهٔ ۲۲
گر کم و بیشت تخم معرفت حاصل یکی ست
شمارهٔ ۲۳
چون کند عاشق که در این دوره دیگر دار نیست
شمارهٔ ۲۴
در بند مال و دولت و تاج و کلاه نیست
شمارهٔ ۲۵
دگر مرا به خزان و بهار کاری نیست
شمارهٔ ۲۶
جز خاک سر کوی تو بر سر هوسی نیست
شمارهٔ ۲۷
به هیچ دور دو دل با هم آشنا نگذاشت
شمارهٔ ۲۸
هرچه معشوق از تغافل کار بر وی تنگ دارد
شمارهٔ ۲۹
خوش آن دلی را که آرزوی خیال رویت کباب دارد
شمارهٔ ۳۰
با دمی زان لعتب کشمیر می خواهی ندارد
شمارهٔ ۳۱
اناالحق گفتن منصور بازی برنمی دارد
شمارهٔ ۳۲
خواهد که دلم پا به سر جان بگذارد
شمارهٔ ۳۳
تار مویش را به سحر غمزه طوق شیر کرد
شمارهٔ ۳۴
سیر از سیر و صفای گل و بستانم کرد
شمارهٔ ۳۵
تنگ از طمع وصل بخود حوصله می کرد
شمارهٔ ۳۶
به شوق وصل تو فال زیاد می گیرد
شمارهٔ ۳۷
جنون من خبر از ناله زنجیر می گیرد
شمارهٔ ۳۸
اگر گیرد کسی مجنون بود عاقل نمی گیرد
شمارهٔ ۳۹
تازه جانی بر روان مرده ما می رسد
شمارهٔ ۴۰
مران ای ساربان محمل که امشب کاروان گم شد