گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
بس به دل شب ها فروزم شعله از باد وصالشد شبستان ضمیرم روشن از شمع خیال
نوبهار است و رسد بر شامه از گلشن شمیمگشته اموات نبات احیا ز تأثیر نسیم
بتا بیا می گلگون ز نو به ساغر کنمشام مجلسیان را دمی معطر کن
یا علی افتاد از نو بر سرم سودای توشد مصور باز در دل صورت زیبای تو
ای سروری که مدح سرایی برای توکرده به آیه آیه ی قرآن خدای تو
شادی و غم باز توام در جهان برپاستیچیست این شادی که سوک غم از برپاستی
خواهی اگر مس تن خود کیمیا کنیغواص وار در یم دریا شنا کنی
تورا چون جمع شد امروز اسباب تواناییچرا غافل ز اوضاع پریشانی فردایی
شمارهٔ ۱
بعد از این تا چه کند باد به خاکستر ما
شمارهٔ ۲
که باد می نبرد مشت استخوان مرا
شمارهٔ ۳
کعبه کوی تو خلوتگه راز است مرا
شمارهٔ ۴
که در جای بلند آنجا نباید داد بستان را
شمارهٔ ۵
عزم غوغا بود آن نرگس فتان تو را
شمارهٔ ۶
روی ما بیدار کرد آن فتنه خوابیده را
شمارهٔ ۷
آگه از سر دل خلقی مکن بیگانه را
شمارهٔ ۸
که آفتاب برد حسرت ستاره ما
شمارهٔ ۹
شور شیرنی نمی خواهد به سر پروز ما
شمارهٔ ۱۰
که زود گل نکند آتش جدایی ما
شمارهٔ ۱۱
سر ما و به راه عشق بودن گوی میدان ها
شمارهٔ ۱۲
سر سودازده با مهر تو سودایی داشت
شمارهٔ ۱۳
گواه خون شدن قلب داغدار منست
شمارهٔ ۱۴
آنکه حل سازد یکی از این همه مشکل کجاست
شمارهٔ ۱۵
ای سخت کمان قیمت یک تیر تو چند است
شمارهٔ ۱۶
ز فصل گل رخ خوب تو خوش بهارتر است