گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۶۵
کرد شهوت همچو قیس عامری سودای من
شمارهٔ ۶۶
دل گمگشته ام آخر وطین بیند دگر یا نه
شمارهٔ ۶۷
قدت را سرو می گفتیم نبود ار سرو را سایه
شمارهٔ ۶۸
چه می کردی ز یاران دوری بی جا نمی کردی
شمارهٔ ۶۹
در شب هجران ز راه لطف غمخوارش تو باشی
شمارهٔ ۷۰
باید به عشق و مستی گردد تمام نیمی
شمارهٔ ۷۱
نظر لطف به آوارگی ما نکنی
روایت است که آمد برون چه از زندانعزیز مصر و فسا گشت یوسف کنعان
روایت است که روزی نشسته بد سلمانبه نزد احمد مرسل خلاصه امکان
روایت است که یک روز نور چشم نبیحسین سلاله نسل محمد عربی
روایت است که اندر مدینه اطهررسید یک عربی از پی سیوال از بر
چنین شده است روایت به روضه الانوارکه یک غلام سیه داشت احمد مختار
شنیده ام که خدای مهیمن معبودزمانی از ملک الموت این سیوال نمود
روایتی شده از راویان بسی مطلوببرای علت دوری یوسف از یعقوب
روایت است که چون عترت رسول اللهسوی مدینه رسیدند با خروش ز راه
کشت چون از کید اخوان در بدریوسف صدیق ار نزد پدر
بود اندر ملک آذربایجانحاکمی از جانب نوشیروان
این شنیدستم که شاه جم حشمناصرالدین شاه کیسخرو خدم
بد سیاهی در سپاه کربلاخواجه زیبنده زین العبا
چنین ز بغض کتب شد روایتی تحقیقکه کرد عارضه رو به یوسف صدیق
چنین شده است خبر مستفاد از اخبارکه روز حشر چو از امر قادر قهار
کرد رحلت سوی جنت چو رسول قرشیتنگ شد وسعت یثرب به بلال حبشی
روایتست که ختم رسل شب معراجچو از تقریب ایزد نهاد بر سر تاج
بشنو این معجزه از شاه سریر اعجازحضرت موسی جعفر شه اقلیم حجاز