گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شد وقت آنکه درد نهان را دوا کنیمروی نیاز خویش به سوی خدا کنیم
جهانا می جهانی رخش کین تا کی در این بیداعجب بیدادها بینم در این بیدا ز تو پیدا
در زمان دولت فرمانروای کشور جمشه مظفر خسرو فرخنده ظل الله اعظم
آه که صد پاره جگر شد حسنداد ز زن داد ز بیداد زن
چون جناب قدوه الامجاد فخرالذاکرینشد به باغ خلد نزد آل یاسین همنشین
به گوش خلق ز بس شد ز باد غفلت پرنهیب مرگ بود چون نوای زنگ شتر
سپهر بی وفا تا تیر عدوان در کمان داردتن آزادگان را جای پیکان در نشان دارد
هر که قدم زد چو غلامحسیندر ره تحصیل مقام حسین
داد کز بیداد کردون وز جفای آسماننیست یک دم خاطری آسوده از کید جهان
فرداست که از رحمت حق عاصی راندهخود را بطرب خانه فردوس رسانده
مرد گر در پیش زن بی رتبه شد عارش کم استپیش پا افتد هر آن سنگی که مقدارش کمست
شکر ز گفته صامت ز بس فراوان استبهای شکر و بازار قند ارزان است
شمارهٔ ۱۲
آن هم به تو و لطف تو باشد محتاج
شمارهٔ ۱۳
جز ختم رسل هادی کل فخر عباد
شمارهٔ ۱۴
دردا که قنبل تیغ عدوان شده اند
شمارهٔ ۱۵
در ملکل جنان روز جزا جا نکند
شمارهٔ ۱۶
گفتا به جواب وی شهنشاه شهید
شمارهٔ ۱۷
جز اینکه به دام غصه دربند شود
شمارهٔ ۱۸
با جنگ و جدل کسی بوی نستیزه
شمارهٔ ۱۹
در بزم وفا محرم اسرار بود
شمارهٔ ۲۰
اسباب سعادتی فراهم نشود
شمارهٔ ۲۱
بنیاد اساس خوب و زشتی بنهاد
شمارهٔ ۲۲
ز خدا قابل احسان و ترحم نشود
رفتی و بردی ز دل تاب و توانم علیداغ فراق تو زد شعله به جانم علی