گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۶۶۶
باشه آهنگم بمیهای چو زنگ
شمارهٔ ۶۶۷
که میترسم بگیر تیغ او زنگ
شمارهٔ ۶۶۸
عشقت نهاده داغ جفا بر جبین دل
شمارهٔ ۶۶۹
لعل لب تو غنچه را کرده به خنده منفعل
شمارهٔ ۶۷۰
به شرط آنکه ستانند خون بها ز قتیل
شمارهٔ ۶۷۱
آن همه خوابست به چشم و خیال
شمارهٔ ۶۷۲
هر آنچه در رخ تست ای مه خجسته جمال
شمارهٔ ۶۷۳
ساقیا میده که در سر ندارد جز خیال
شمارهٔ ۶۷۴
همه دانند که الجنس الی الجنس یمیل
شمارهٔ ۶۷۵
آنکه در قال فرو ماند نشد واقف حال
شمارهٔ ۶۷۶
در حلقها ز دور و تسلسل فند جدل
شمارهٔ ۶۷۷
درد آن حال نداری به همین درة بنال
شمارهٔ ۶۷۸
بیا ساقی و مگذارم درین اندیشه باطل
شمارهٔ ۶۷۹
چه کار آید مرا تحصیل حاصل
شمارهٔ ۶۸۰
با که گویم که چه می کشم از محنت دل
شمارهٔ ۶۸۱
چه توان گفت روشن است دلیل
شمارهٔ ۶۸۲
سخن مختصر خوب چو شگره گفتیم
شمارهٔ ۶۸۳
آب حیات دگری یافتیم
شمارهٔ ۶۸۴
آب حیات خوردم و عمر دراز یافتم
شمارهٔ ۶۸۵
در تنگنای زرنشان وارهانیم
شمارهٔ ۶۸۶
آیینه دار حاجب رویت به تمام
شمارهٔ ۶۸۷
خبر از دزد خانه یافته ام
شمارهٔ ۶۸۸
بر درش از کعبه دری یافتم
شمارهٔ ۶۸۹
خواجه را گو که بیاید به مبارکبادم