گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۶۴۲
دولت این است که ما یافته ایم از ستمش
شمارهٔ ۶۴۳
پرسشی میکنز رنجوران شب پیمای خویش
شمارهٔ ۶۴۴
که من از دست تو خواهم گرفت خودسر خویش
شمارهٔ ۶۴۵
زاهد برو تو در پی ناموس و نام باش
شمارهٔ ۶۴۶
پوشیده بخلونگه عشرت بکشیدش
شمارهٔ ۶۴۷
دلیلی روشن است اینکه چراغی زبر دامانش
شمارهٔ ۶۴۸
در برفت وز سر من نرود سودایش
شمارهٔ ۶۴۹
ورنه خواهد سوخت خرمن هر کرا عقل است و هوش
شمارهٔ ۶۵۰
همیشه فاتحه خوانیم از سر اخلاص
شمارهٔ ۶۵۱
ز شمع باری پروانه کی برد مقراض
شمارهٔ ۶۵۲
جویای راه میکده ایم اهدنا الصراط
شمارهٔ ۶۵۳
که جسم دور ز جان از جهان ندارد حظ
شمارهٔ ۶۵۴
تا بتوانم از همه دارم فراغ
شمارهٔ ۶۵۵
خوش است با صنمی سرو قد به شرط فراغ
شمارهٔ ۶۵۶
روی او نور تجلیست مخوانید چراغ
شمارهٔ ۶۵۷
خال مشکینت ملیح و عارض زیبا لطیف
شمارهٔ ۶۵۸
یارب نگاه دارش از باد نامخالف
شمارهٔ ۶۵۹
خط تو حجت حسن و لب تو آیت لطف
شمارهٔ ۶۶۰
که وجه احسن آمد حسن اخلاق
شمارهٔ ۶۶۱
که در آدینه ای زاهد به شش روز دگر فاسق
شمارهٔ ۶۶۲
که نیست در خور بیمار جز غذای موافق
شمارهٔ ۶۶۳
چو تشنه که به آب روان بود مشتاق
شمارهٔ ۶۶۴
به خاک ار پا نهی باری برین خاک
شمارهٔ ۶۶۵
دهان نو به شکر نسبتی است ننگا ننگ