گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۷۱۴
یکی نگر سوی غمدیدگان به چشم ترم
شمارهٔ ۷۱۵
رخش بوسیدم و لب هم دگرها را نمی گویم
شمارهٔ ۷۱۶
که سیری نیست از رویت مرا چندان که می بینم
شمارهٔ ۷۱۷
که نازت عمر نو بخشید بازم
شمارهٔ ۷۱۸
تو حق شناس نیی ای رقیب من دانم
شمارهٔ ۷۱۹
دل سوخته این و کشته آنم
شمارهٔ ۷۲۰
تو گویی جادوان مست در محراب می دیدم
شمارهٔ ۷۲۱
بر سر کوی دلارام قراری گیرم
شمارهٔ ۷۲۲
ساقی بیار جامی پ ز زهرو وارهانم
شمارهٔ ۷۲۳
نه هشتم طاقت رفتن نه امکان سکون دارم
شمارهٔ ۷۲۴
سینه از داغ جدانی خسته و انگار هم
شمارهٔ ۷۲۵
ناز خود گو بیش کن تا میرمش زین بیش هم
شمارهٔ ۷۲۶
راست گویم دروغ میگویم
شمارهٔ ۷۲۷
جان هست ولی چیز محقر چه فرستم
شمارهٔ ۷۲۸
با زلف کجش نشسته بودم
شمارهٔ ۷۲۹
غزل عاشقانه می گفتم
شمارهٔ ۷۳۰
بار بر دل پای در گل دست بر سر داشتم
شمارهٔ ۷۳۱
گر بدانی که ز هجر تو چسان میگذرانم
شمارهٔ ۷۳۲
آتش پنهان بتر میسوزدم
شمارهٔ ۷۳۳
دهانت را دهانت را شکر گفتیم گفتیم
شمارهٔ ۷۳۴
نیست در دسٹم عنان اختیاری چون کنم
شمارهٔ ۷۳۵
که دهم حاصل سی روزه و ساغر گیرم
شمارهٔ ۷۳۶
زآنکه به جان آمدم در غم ناموس و نام
شمارهٔ ۷۳۷
گرنه از صبر از هجر تو به هر لحظه درم