گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۱۰۵۰
تو همان باری و دیگر نشوی
شمارهٔ ۱۰۵۱
ما بی تو به دل بر نزدیم آب صبوری
شمارهٔ ۱۰۵۲
سرهای ما کشان همه در زیر پا کنی
شمارهٔ ۱۰۵۳
چون یافتی آن گم شده بسیار بیابی
شمارهٔ ۱۰۵۴
از تیغ نترسی و ز کشتن نهراسی
شمارهٔ ۱۰۵۵
لیلی وقتی نو و مجنون نیی
شمارهٔ ۱۰۵۶
گفتم ای عهدشکن گفت چه ها می گویی
شمارهٔ ۱۰۵۷
لب شیرین و دهانت به شکر هم تنگی
شمارهٔ ۱۰۵۸
که آنجا سر برآرد نازنینی
شمارهٔ ۱۰۵۹
تو چشمی چشم بر عشاق بگشای
شمارهٔ ۱۰۶۰
هزاران غم کزو دارم یکی غمخوار بایستی
شمارهٔ ۱۰۶۱
که سر در بازم و چون گوی نگریزم ز سر بازی
شمارهٔ ۱۰۶۲
که نیکو نیست عشق و نیکنامی
شمارهٔ ۱۰۶۳
ولی این قدر روشنم شد که ماهی
شمارهٔ ۱۰۶۴
حیف أبدم که گردی مشغول خاکساری
شمارهٔ ۱۰۶۵
ماه من تا چند نعل باژگونه می زنی
شمارهٔ ۱۰۶۶
نافه مشک برد از سر زلفت بویی
شمارهٔ ۱۰۶۷
دل شتابد که سوی جان خراب اندازی
شمارهٔ ۱۰۶۸
که کردست چشم توام جادوی
شمارهٔ ۱۰۶۹
چه خوش صیدی چه خوش باشد گر افتی
شمارهٔ ۱۰۷۰
سرم می گشت در پاییش غلطان دیده در پایی
شمارهٔ ۱۰۷۱
در نظرت جهان و جان نیست به قیمت خسی
شمارهٔ ۱۰۷۲
به حال بی سروپایی نظر کند شاهی
شمارهٔ ۱۰۷۳
خیالش دولتست ای دل تو باری دولتی داری