گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۶۷
دل ها مثال نقش تو بر جان نبشته اند
شمارهٔ ۶۸
عاشقان دنیی و دین در کار ایشان کرده اند
شمارهٔ ۶۹
آب حیوان در میان تیرگی نوشیده اند
شمارهٔ ۷۰
مثل رویت کافرم گر دیده اند
شمارهٔ ۷۱
گرد هر شمعی دو صد پروانه اند
شمارهٔ ۷۲
به مشتاقان نموداری نمودند
شمارهٔ ۷۳
که پنداری ز جانت آفریدند
شمارهٔ ۷۴
جان را به دین و دانش و طاعت بپرورند
شمارهٔ ۷۵
مجال کی بود آنجا که عاشقان گذرند
شمارهٔ ۷۶
اقبال مایه ای ست که ایشان همی برند
شمارهٔ ۷۷
به تعجب همه در صورت جان می نگرند
شمارهٔ ۷۸
تا دماغ عاشقان از بوی آن خوش می کند
شمارهٔ ۷۹
کس نگوید مه و خورشید به رویت مانند
شمارهٔ ۸۰
زاهدان شیوۀ این طایفه کمتر دانند
شمارهٔ ۸۱
وگر گذر همه بر تیغ و تیر خواهد بود
شمارهٔ ۸۲
شاهدش خود گواه حال بود
شمارهٔ ۸۳
بنده روی تو خواهم ز میان جان بود
شمارهٔ ۸۴
چندان که ناز بیش کند نازنین بود
شمارهٔ ۸۵
بکشم جور جهانی چو رضای تو بود
شمارهٔ ۸۶
غیرتت باید که بر پای هوا بندی بود
شمارهٔ ۸۷
جان فدای روی زیبا می رود
شمارهٔ ۸۸
سیلاب خون ز دیده گریان همی رود
شمارهٔ ۸۹
تا در آن آینه عکس رخ جانان بنمود
شمارهٔ ۹۰
جان بباید داد روز من یزید