گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۱۸۷
بر بالین من آمد که فلان هان خبری
شمارهٔ ۱۸۸
از سوی گل رسیدی یا پیک آن نگاری
شمارهٔ ۱۸۹
کز برای دل من روی به جانان آری
شمارهٔ ۱۹۰
از صومعه باز آمد سرمست به عیاری
شمارهٔ ۱۹۱
که بازآید از در مرا چون تو یاری
شمارهٔ ۱۹۲
ای چشم ملامت گر بنگر به رخش باری
شمارهٔ ۱۹۳
از حسن خوبان نشمرم حسنت که زایشان خوشتری
شمارهٔ ۱۹۴
با دوست درنگیرد تا روح در نبازی
شمارهٔ ۱۹۵
ولی همچو محمود کو پاک بازی
شمارهٔ ۱۹۶
ولی به چارۀ بیچارگان نپردازی
شمارهٔ ۱۹۷
کیست بر روی زمین کش تو نمی اندازی
شمارهٔ ۱۹۸
مرا ز روی تو هرگز نشان نداد کسی
شمارهٔ ۱۹۹
که مرا با دگری هست خیالی باقی
شمارهٔ ۲۰۰
از حسن او پر دیده ام این شیوه در هر منزلی
شمارهٔ ۲۰۱
پیوند تن نخواهد جانم به هیچ حالی
شمارهٔ ۲۰۲
حیف است که با دیده تو را نیست وصالی
شمارهٔ ۲۰۳
که اعتبار ندارد تنی ز جان خالی
شمارهٔ ۲۰۴
بار دیگر عمر خود در کار ایشان کردمی
شمارهٔ ۲۰۵
چون نیستی در آتش احوال ما چه دانی
شمارهٔ ۲۰۶
به مصر عالم جان شو نشین آنجا به سلطانی
شمارهٔ ۲۰۷
با ما نه در میانی کاندر میان جانی
شمارهٔ ۲۰۸
شده بی حروف گویا همه صوت او معانی
شمارهٔ ۲۰۹
فدای خاک کف پای چون تو جانانی
شمارهٔ ۲۱۰
که شیرین تری از زمان جوانی