گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۱۳۳
احوال گل به بلبل دستانسرا بگو
شمارهٔ ۱۳۴
گردن نهادیم الحکم لله
شمارهٔ ۱۳۵
انی رأیت دهرا من هجرک القیامه
شمارهٔ ۱۳۶
خداوندا مرا آن ده که آن به
شمارهٔ ۱۳۷
ز جان بنده بشنو این نه از وی
شمارهٔ ۱۳۸
وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی
شمارهٔ ۱۳۹
ارادتی بنما تا سعادتی ببری
شمارهٔ ۱۴۰
بیا که بی تو به جان آمدم ز غمناکی
شمارهٔ ۱۴۱
که هم نادیده می بینی و هم ننوشته می خوانی
شمارهٔ ۱۴۲
خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
شمارهٔ ۱۴۳
هر ره که روی باز پشیمان به در آیی
شمارهٔ ۱۴۴
ای کوته آستینان تا کی دراز دستی
شمارهٔ ۱۴۵
شرح نعیم خلد ز وصلت روایتی
شمارهٔ ۱۴۶
دل بی تو به جان آمد وقتست که باز آیی
شمارهٔ ۱۴۷
مخلصان را ز بر خویش جدا می داری
شمارهٔ ۱۴۸
بدان مردم دیده روشنایی
شمارهٔ ۱۴۹
در غیبت تو پنهان صد حکمت الهی
شمارهٔ ۱۵۰
سیدی سیدی و مولایی
ارواح در ازل به سراپرده بقابودند متحد همه بر ذروه علا
از چارده ولی مسمی به هفت اسمسبع المثانیی که ز قرآن نشد جدا
در گوش شیعه چون ز ثناشان صدا رسیدبرداشتند نغمه بر آثار آن صدا
چون نوبت وجود به ابدان ما رسیداین کار ز آفرینش آدم شد ابتدا
پس امر شد ملایکه را سجده آوریداین قالب خلیفه بگزیده مرا
آدم چو دید صورت زیبای دلفریبدر خویش یافت جانب او میل و اشتها