گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۱۱۹
سرکوی تو روضة الشهداست
شمارهٔ ۱۲۰
ملاحتی که میان عجم چنان عجب است
شمارهٔ ۱۲۱
وین چه چشم خوش و خال عجب است
شمارهٔ ۱۲۲
ریگش از خون دل تشنه لبان سیراب است
شمارهٔ ۱۲۳
مطرب بزن ترانه که فرصت غنیمت است
شمارهٔ ۱۲۴
که رسته بر لب آب حیات است
شمارهٔ ۱۲۵
انگشت نمای اهل دید است
شمارهٔ ۱۲۶
کمترین ترک از کلاه تارکش ترک سر است
شمارهٔ ۱۲۷
طغرایش آن خطی ست که بر دور ساغر است
شمارهٔ ۱۲۸
گر به صورت غایب است اما به معنی حاضر است
شمارهٔ ۱۲۹
در پی مطرب و می باش که کار این کار است
شمارهٔ ۱۳۰
دلم رفته ست و جان نزدیک کار است
شمارهٔ ۱۳۱
شبم ز روی تو چون روز و روز فیروز است
شمارهٔ ۱۳۲
شکوفه در قدم دوستان درم ریز است
شمارهٔ ۱۳۳
عقل حیران و خرد واله و جان مدهوش است
شمارهٔ ۱۳۴
ز کعبه تا سر کویت هزار فرسنگ است
شمارهٔ ۱۳۵
در خط و خال و عارض و زلفت مفصل است
شمارهٔ ۱۳۶
هوای خط تو ختم صحیفه عمل است
شمارهٔ ۱۳۷
سایه بر برگ گل او کرده شاخ سنبل است
شمارهٔ ۱۳۸
وز نم نیم شبی راه نه گرد و نه گل است
شمارهٔ ۱۳۹
ورنه زیر فلک اسباب تنعم چه کم است
شمارهٔ ۱۴۰
هزار عاشق اگر باشدت هنوز کم است
شمارهٔ ۱۴۱
هلال عید خاصان دور جام است
شمارهٔ ۱۴۲
گرفته برگ سمن را به بر که پیرهن است