گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۴۰۷
بهر مردم آفت جان ساختند
شمارهٔ ۴۰۸
کام هر خسته در آن حقه نهان ساخته اند
شمارهٔ ۴۰۹
ز شمیم جعد معنبرش به مشام جان اثری رسد
شمارهٔ ۴۱۰
بر سمند ناز ترک تندخوی من رسید
شمارهٔ ۴۱۱
مهد عیش عاشقان زین پرده بیرون بسته اند
شمارهٔ ۴۱۲
رشته پیوند مهر از مهره گل بگسلند
شمارهٔ ۴۱۳
پشته پشته کشته در کوی تو بر هم ریختند
شمارهٔ ۴۱۴
مفتون شده نرگس مستانه اویند
شمارهٔ ۴۱۵
تن برهنه ما نقش بوریا دارد
شمارهٔ ۴۱۶
نرفته یک قدم خاری ز هر سو دامنم گیرد
شمارهٔ ۴۱۷
کجا تاب آورد کز پیرهن نازک تنت بیند
شمارهٔ ۴۱۸
کشته آن غمزه را از خاک نشتر می دمد
شمارهٔ ۴۱۹
لاله ها بردمد از خاک وز آن خون بچکد
شمارهٔ ۴۲۰
بر عاشقان خسته در آرزو مبند
شمارهٔ ۴۲۱
مانند ریگ تشنه که باران فرو خورد
شمارهٔ ۴۲۲
انگبین نتوان چنین خوردن که او خون می خورد
شمارهٔ ۴۲۳
دلم گردد ز غم خون خونم از مژگان فرو ریزد
شمارهٔ ۴۲۴
از ناله زارم در و دیوار بنالد
شمارهٔ ۴۲۵
سبزه تر در کنار نسترن می پرورد
شمارهٔ ۴۲۶
ما و دلی چون غنچه خون بی سرو گل رخسار خود
شمارهٔ ۴۲۷
زاغ شب را ساخت گردون چون حواصل پر سفید
شمارهٔ ۴۲۸
یعنی از جام طرب خالی مباش ایام عید
شمارهٔ ۴۲۹
ز آهم بر فلک کوکب بسوزد
شمارهٔ ۴۳۰
گردد از اشک من و خانه به هم تر کاغذ