گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
شمارهٔ ۳۸۳
چه جای درج که درجی در خوشاب آورد
شمارهٔ ۳۸۴
نوید مقدم گل سوی عندلیب آورد
شمارهٔ ۳۸۵
دل مرا به دو انگشت خط به دست آورد
شمارهٔ ۳۸۶
بادی اندر نی دمید اندیشه ها را باد برد
شمارهٔ ۳۸۷
آهو که دید کو دل شیران چنین برد
شمارهٔ ۳۸۸
گه سلام او رساند گه پیام من برد
شمارهٔ ۳۸۹
نه بادی که روزی سلامش برد
شمارهٔ ۳۹۰
نه که جان کاهد و دل خون کند و دین ببرد
شمارهٔ ۳۹۱
تشنه ز آب حیات می گوید
شمارهٔ ۳۹۲
کج نگویم که راست می گوید
شمارهٔ ۳۹۳
حیفم آید که حدیث چو منی می گوید
شمارهٔ ۳۹۴
پیش جان قصه فرسوده تنی می گویند
شمارهٔ ۳۹۵
بهر پابوس تو جان خیمه ز تن بیرون زد
شمارهٔ ۳۹۶
از رشک شانه آتشم از دل زبانه زد
شمارهٔ ۳۹۷
بهر تاراج عقل و دین برزد
شمارهٔ ۳۹۸
چه فتنه کز پی تاراج عقل و دین خیزد
شمارهٔ ۳۹۹
هزار فتنه و شور از زمانه برخیزد
شمارهٔ ۴۰۰
خون خواری آن شوخ بین کز بهر کشتن جان دهد
شمارهٔ ۴۰۱
زان خرامان سرو خوش رفتار یادم می دهد
شمارهٔ ۴۰۲
زیر لب خندید و گفتا بیش باد و کم مباد
شمارهٔ ۴۰۳
بلبل بی خان و مان را جای جز گلشن مباد
شمارهٔ ۴۰۴
واجب آنست که اول قدم از سر گذرد
شمارهٔ ۴۰۵
صبح و شام کسی از عشق چنین کم گذرد
شمارهٔ ۴۰۶
با وی از جانهای مشتاقان سپاهی بگذرد