گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
نشکفت گر آراسته ای تو به ملاحتشاهان همه آراسته باشند و تو شاهی
خدایگانا رامش گزین و شادی بینکه مژده دادت از بخت ماه فروردین
یک سواری با سلاح و بس مهیبمی شد اندر بیشه بر اسپی نجیب
بهشت است گیتی ز اردیبهشتحلال آمد ای مه می اندر بهشت
زینت باغ ماه خرداد استگر به باده گرایی از دادست
ماه تیرست ای نموده تیره از روی تو ماهمی درین مه لعل روشن گردد ای مه می بخواه
مرداد مهست سخت خرممی نوش پیاپی و دمادم
شهریور است و گیتی از عدل شهریارشادست خیز و مایه شادی بر من آر
ای مه مه مهر و مهر ماه استبی باده نشستن از گناه است
ماه آبان چو آب جوی ببستآب انگور باید اندر دست
ای ماه رسیده ماه آذربرخیز و بده می چو آذر
ماه دی آمد که هوا هر زمانبارد کافور همی بر جهان
ماه بهمن نبید باید خوردماه بهمن نشاط باید کرد
یک عرابی بار کرده اشتریدو جوال زفت از دانه پری
سپندارمذماه آخر ز سالکه گشت آخرین ماه هر بدسگال
امروز اورمزدست ای یار میگساربرخیز و تازگی کن و آن جام باده آر
بهمن روز ای صنم دلستانبنشین با عاشق در بوستان
اردیبهشت روزست ای ماه دلستانامروز چون بهشت برینست بوستان
ای تنت را ز نیکویی زیورشهره روزیست روز شهریور
سپندارمذ روز خیز ای نگارسپند آر ما را و جام می آر
خرداد روز داد نباشد که بامداداز لهو و خرمی بستانی ز باده داد
روز مرداد مژده داد بدانکه جهان شد به طبع باز جوان
روز دی است خیز و بیار ای نگار میای ترک می بیار که ترکی گرفت دی
ای خرامنده سرو تابان ماهروز آذر می چو آذر خواه