گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
چیست آن جانور روشن رایکه بود پاش یکی با گردن
میرزای یگانه شاه حسینمرشد معنی اوستاد سخن
زهی خجسته بیانی که بال شهرت یافتز جنبش دو لبت گاه نطق مرغ سخن
این آینه خانه از وفور لمعانوز صافی و روشنی بود چشم جهان
رییس دهی با پسر در رهیگذشتند بر قلب شاهنشهی
بنام فروزنده ماه و مهرفرازنده بارگاه سپهر
محمد خدیو ملایک سپاهسر سروان زیبدش خاک راه
روایت کند سید نامداریگانه در بحر هشت و چهار
بحمدالله پس از تحمید آمدزبانم نعت پیرای محمد
بسم الله الرحمن الرحیمراهنماینده امید و بیم
رفت سوی تربت کان کرمشمع صفت ساخته از سر قدم
تعالی الله ازین بزم دل افروزکز و شب طعنه زن گردیده بر روز
بیا ساقی بهار آمد به صد رنگسوی کشمیر باید کرد آهنگ
زهی شاه فلک قدر جوان بختوجودش زیب ملک و زینت تخت
ثنا گفت بر سعد زنگی کسیکه بر تربتش باد رحمت بسی
تعالی الله ز رخش باد رفتارکه زیبد گرد راهش بوی گلزار
گشتم زلطف حضرت بی چون ذولامننمداح برج مهر امامت ابوالحسن
باشد زبان خامه من وحی ترجماناز فیض مدح حضرت سلطان انس و جان
پند پدرانه پیش ارباب ذکاتریاق آمد گرچه بود زهرنما
در بتکده و کعبه نباشد جویامطلوب به جز معرفت ذات خدا
لعلی آخر چه بود آواخ تو راای کاش به بر کشیدمی آخ تو را
یارب چه شد آن دلبر دل سخت مراننواخت به وصل این دل صد لخت مرا
ای سید عالم بده انعام مرازیبای قبای صحت اندام مرا
یکی را چو من دل به دست کسیگرو بود و می برد خواری بسی