گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
دلا از روشنی شمعی برافروزز شمع آتش پرستیدن بیاموز
آن یکی از پیر بسطامی سیوالکرد ره چونست سوی ذوالجلال
چونکه درد عشق دامانم گرفتشحنۀ عقلش گریبانم گرفت
آن یکی شخصی به ناگه گنج یافتاز نشاط و شوق هر سو می شتافت
شاه ملک دین و اقلیم یقینعارف اسرار رب العالمین
بحر بی پایان عرفان بایزیدآنکه چشم دهر مثل او ندید
وصف انسان دان که صدق است و صفاباطن صافی ز کبر و از ریا
گفت چون سلطان ملک معنویابن ادهم مقتدای متقی
یک جوانی دلربایی ماهرومشت می زد سخت بر روی دو تو
پیر بغدادی جنید نامدارآن انیس حضرت پرودگار
عیسی مریم که روح الله بودوز همه اسرار حق آگاه بود
چو خسرو تخته حکمت در آموختبه آزادی جهان را تخته بر دوخت
زاهدی بودست در ایام پیشاز خلایق در صلاح و زهد بیش
چار کون آمد ممات سالکانآن یکی ابیض دوم اسود بدان
شیخ ذوالنون مقتدای خاص و عامآن انیس حضرت رب الانام
پیر بسطامی چو در میدان شتافتدر مقام قرب جانان راه یافت
ای بسا اعمال کان باشد وبالگفت پیغمبر ازین رو رب مال
از خدا تبلی السر ایر می شنوروز و شب جز در پی نیکی مرو
رهنمای سالکان راه هوآنکه شد معروف کرخی نام او
عارف حق بوتراب نخشبیآنکه بود او عارف علم نبی
او چو خورشیدست و ما چون سایه ایمهمچو نور و سایه ما همسایه ایم
شبی تاریک نور از ماه بردهفلک را غول وار از راه برده
بسم ٱللٰه ٱلرحمن ٱلرحیمرب یسر و لاتعسر
بسم اللٰه الرحمن الرحیم الحمداللٰه الذی کانت احدیته الذاتیه منقطعه الاشارات فتجلی بذاته لذاته فی ذاته فاظهر اعیان الممکنات ثم تدلی لاظهار کمال اسمایه فظهر بصوره الحقایق فی مراتب التنزلات و جعل الانسان فی شهود عکوس صور کمالات ذاته کالمرآت فشهد فی هذه صوره محاسن وجهه فاشتاق الی المدانات فاخذ بالرجوع فدنی حتی وصل الی البدایه من النهایات و الصلوه و السلام علی من هو مظهر آیات الکمالات محمد المصطفی و آله و اصحاب ما دامت الارض و السمواتاما بعد یکی از برادران دینی معنای این دو بیت مثنوی معنوی حضرت مولوی العزیز را که