گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
طالع تخت و پادشاهی اوفرخ آمد ز نیک خواهی او
در کف شاه جهان آن ثانی صاحبقراننیزه را بین جلوه گر چون برق لامع از سحاب
پرورده کدام بهارست این چمنکز بهر دیدنش نگه از هم کنیم وام
سرور ازین میهمان پرتعب یعنی که تبچند روزی شد که تصدیع فراوان می کشم
نقشبند کارگاه صنع همچون زلف یارنقش پرگاری دگر بر روی کار آورده است
ایدل از گلشن امید گل عیش بچینروزگار طرب و عشرت جاوید آمد
آیة الکرسی فلک خواند و دمید از روی صدقبر همین کرسی چو شاهنشاه بروی آرمید
شهنشاها دکن یک کف زمین استزمین داران او مانند انگشت
دارد آن عزت تفنگ ثانی صاحبقرانکز شرف خاقان اگر باشد به دوشش می برد
تفنگ عدو سوز شاه جهانکزو عمر دشمن شود کاسته
بی نظیر این تفنگ شاه جهانهمچو تیر قضا خطا نکند
شاه روزی شکار کرد پسنددر بیابان پست و کوه بلند
تفنگ بیخطای شاه جهاننقطه از روی حرف بردارد
بیقرینه تفنگ شاه جهانکه عدو سوزیش زیاده شود
تفنگ شاه جهان دلبریست تنگ دهانکه کس دریغ ازو جان و سر نمی دارد
صاحبقران ثانی شاه جهان که تیغشتا دسته ابلق از خون در کارزار گردد
شاه جهان و ثانی صاحبقران که چرخدر دستش اختیار بهر باب می دهد
شاه آفاق گیر شاه جهانکه بود خاک راهش افسر فتح
عرش سیرا شاهباز دولتتآورد در زیر پر فتح دکن
ازین دلگشا جشن وافر سرورهمه عید شد سربسر ماه و سال
گوهری ارجمند از کف شاهرفته کز دیده خون نمی بندد
نواب سپهر رتبه کش هستآصفجاهی کمین کرامت
شاه بهرام روزی از سر تختبرد سوی شکار صحرا رخت
ملک آن پادشاه ملک معنیکه نامش سکه نقد سخن بود