گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
از کار مرید آنست که با او هیچ معلوم باید که نباشد و اگرچه اندک بود خصوصا که در میان درویشان باشد که ظلمت معلوم نور وقت را بنشاند
از کار مرید بلکه از طریق سالکان این مذهب آنست که رفق زنان قبول نکنند فکیف که جهد کنند تا رفق ایشان بدیشان رسد که پیران برین جمله رفته اند و وصیت بدین کرده اند هرکس که وصیت ایشان خرد دارد زود بود که در آن فضیحت شود
و از کار مرید آنست که از ابناء دنیا دوری کند که صحبت با ابناء دنیا زهری قاتل است آزموده زیرا که ابناء دنیا ازو بهره نیابند و حال مرید از صحبت ایشان نقصان پذیرد قال الله تعالی ولاتطع من اغفلنا قلبه عن ذکرناو طریق زهاد آنست که مال از کیسه بدر کنند و بدان تقرب بخدای تعالی کنند و هرچه ایشانرا باز آن پیوند بود دون خدای تعالی تا بخدای عزوجل متحقق شوند این است وصیت ما مریدانرا و از خدای تعالی ایشانرا توفیق خواهیم در اداء این آداب وارجو که بر ما وبال نباشد و تمام املاء این رسالت در اوایل سنه ثمان و ثلاثین و اربع مایه و از خدای تعالی جل جلاله در خواهیم که این را بر ما حجت و وبال نکند که او بعفو موصوفست و بفضل معروف وصلوات الله وسلامه علی سیدنا محمد و آله وله الحمد علی مایسر و هو حسبنا ونعم الوکیل
بیا ساقی از می دلم تازه کندر این ره صبوری به اندازه کن
بسم الله الرحمن الرحیمحمد بی حد و ثنای بی عد پادشاهی را که وجود هر موجود نتیجه خود اوست وجود هر موجود حمد و ثنای وجود او که وان من شییء الا یسبح بحمد آن خداوندی که از بدیع فطرت و صنیع حکمت به قلم کرم نقوش نفوس را بر صحیفه عدم رقم فرمود و آب حیات معرفت را در ظلمات خلقیت بشریت تعبیه کرد که و فی انفسکم افلا تبصرون
باب اولدر دیباچه کتاب و آن مشتمل است بر سه فصل
و آن مشتمل است بر سه فصل تبرک بقوله تعالی و کنتم ازوجا ثلثه فصل اولفصل اول
قال الله تعالی و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبین لهمو قال النبی علیه السلام کلم الناس علی قدرعقولهم
قال الله تعالی وهو الذی یبدو الخلق ثم یعیدهو قال النبی صلی الله علیه وسلم یموت الناس علی ما عاش فیه و یحشر الناس علی مامات علیه
و آن مشتمل است بر پنج فصل تبرک و تیمن بدانچ نماز فریضه پنج استفصل اول
بیا ساقی آن جام کیخسرویکه نورش دهد دیدگان را نوی
قال الله تعالی فسبحان الذی بیده ملکوت کل شیء والیه ترجعونو قال النبی صلی الله علیه و سلم اول ما خلق الله العقل
قال الله تعالی ان فی خلق السموات والارض و اختلاف اللیل و النهار و الفلک التی تجری فی البحر بما ینفع الناس و ما انزل الله من السماء من ماء فاحیا به الارض بعدموتها و بت فیها من کل دابه و تصریف الریاح و السحاب المسخربین السماء والارض لایات لقوم یعقلونو قال النبی صلی الله علیه وسلم خلق الله التربه یوم السبت و خلق الجبال فیها یوم الاحد و خلق الشجر یوم الاثنین و خلق المکروه یوم الثلثا و خلق النور یوم الاربعا و بت فیها الدواب یوم الخمیس و خلق آدم بعد العصر من یوم الجمعه فی آخر ساعه من ساعاته فیما بین العصر واللیل
قال الله تعالی انی خالق بشرا من طینو قال النبی صلی الله علیه و سلم حکایه عن الله تبارک و تعالی خمرت طینه آدم بیدی اربعین صباحا
قال الله تعالی فاذا سو یته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدینو قال النبی صلی الله علیه و سلم ان خلق احدکم یجمع فی بطن امه اربعین یوما ثم یکون علقه مثل ذلک ثم یکون مضغه مثل ذلک ثم یبعث الله الملک باربع کلمات قال یقول اکتب رزقه و عمله و اجله و شقیا ام سعیدا ثم ینفخ فیه الروح و ان احدکم لیعمل بعمل اهل الجنه حتی یکون ما بینه و بینها الا ذراع فیسبق علیه الکتاب فیختم له بعمل اهل النار فید خلها و ان احدکم لیعمل بعمل اهل النار حتی هابینه و بینها الاذراع فختم له بعمل اهل الجنه فیدخلها حدیث متفق علی صحته
و آن مشتمل است بر بیست فصل بتبرک بقول حق تعالی ان یکن منکم عشرون صابرون یغلبوا ما تینفصل اول
قال الله تعالی و ما خلقت الجن و الانس الالیعبدون ای لیعر فون و قال النبی صلی الله علیه سلم الدنیا مزرعه الاخرهبدانک چون زمین دنیا را شایستگی آن دادند که تخمی از انواع حبوب و ثمار در وی اندازند و پرورش دهند یکی را صد تا هفتصد بردارند کمثل حبه انبتت سبع سنابل فی کل سنبله ماته حبه و الله یضاعف لمن یشا حقیقت دنیا را هم مستعد آن گردانیده اند که مزرعت آخرت باشد و تخم اعمال صالحه در وی اندازند تا فردا یکی را ده تا صد تا هفتصد بردارند که الحسنه بعشر امثالها الی سبع مایه ضعف و باشد که بی نهایت و بی حساب بردارند که انما یوفی الصابرون اجرهم بغیر حساب
قال الله تعالی اولیک الذین هدی الله فبهد یهم اقتدهو قال النبی صلی الله علیه و سلم الانبیا قاده و العلما ساده الحدیث بدانک خداوند تعالی چون طلسم عالم ملک و ملکوت بر یکدیگر بست بواسطه ازدواج روح و قالب انسان این طلسم را چنان محکم نهاد و بندها سخت کرد از هر نوع که هیچ آدمی و ملک بتصرف نظر خویش هر چند بکوشد آن را باز نتواند گشود زیراک هفتاد هزار بند حجب نورانی و ظلمانی بسته است و اگر بازشایستی گشود روح هرگز در زندان سرای الدنیا سجن المومن قرار نگرفتی هیچ پادشاه که کسی را بزندان فرستد در زندان چنان نبندد که زندانی باز تواند کرد آن طلسم اعظم بخداوندی خویش نهاده بود و کس را بران اطلاع نداده که ما اشهد تهم خلق السموات و الارض و لاخلق انفسهم فتاح حقیقی او بود و مفتاح همه بحکم او بود له مقالید السموات و الارض با او تواند که بندهای ابن طلسم بگشاید یا کسی که مفتاح بدست او دهد
قال الله تعالی ما کان محمد ابا احد من رجا لکم و لکن رسول الله و خاتم النبیینو قال النبی صلی الله علیه و سلم فضلت علی الانبیا بست جعلت لی الارض مسجد اوتر بها طهورا واحلت لی الغنایم و نصرت بالرعب واعطیت اشفاعه و بعثت الی الخلق کافه و ختم بی النبیون
قال الله تعالی قد افلح من تزکی و ذکر اسم ربه فصلیو قال النبی صلی الله علیه و سلم والذی نفسی بیده لایستقیم ایمان احدکم حتی یستقیم قلبه و لا یستقیم قلبه حتی یستقیم لسانه و لا یستقیم لسا نه حتی یستقیم عمله
بیا ساقی آن جام زرین بیارکه ماند از فریدون و جم یادگار
قال الله و نفس و ما سویها فالهمها فجورها و تقویها قد افلح من زکیها و قدخاب من دسیهاو قال النبی صلی الله علیه و سلم اعدا عدوک نفسک التی بین جنبیک
قال الله تعالی ان فی ذلک لذکری لمن کان له قلب او القی السمع و هو شهیدو قال النبی صلی الله علیه و سلم ان فی جسد ابن آدم لمضغه اذا صلح صلحت بها سایر الجسد و اذا فسدت فسد بها سایر الجسد الا و هی القلب
قال الله تعالی و یسیلونک عن الروح قل الروح من امر ربیو قال النبی صلی الله علیه و سلم الارواح جنود مجنده فما تعارف منها ایتلف و ما تناکر منها اختلف