گنجینهٔ شعر
۱۴۱۲۹۲ شعر از شاعران کهن و معاصر — دیوانها را ورق بزن، بیتبهبیت بخوان.
۱۴۱۲۹۲ شعر
بر سپهر حسن رویش آفتابی دیگرستلیکن از شعر سیاهش سایبانی دیگرست
بنده سروم بآزادی که چون بالای تستعاشقم بر گل که همچون روی شهر آرای تست
پرتو روی تو بر کسوت خوبی علم استزلفت از غالیه بر ماه دو هفته رقم است
تا بر گل سیراب تو از غالیه خالیستحقا که مرا تیره تر از خال تو حالیست
ترا ز شکر شیرین از آن دمید نباتکه یافت پرورش از آب چشمه سار حیات
تویی که سایه زلفت شعار خورشیدستغبار خط تو نقش و نگار خورشیدست
جبیب یار پاکدامن مطلع روز منستدیدن رویش نشان بخت فیروز منست
مغنی درین پرده دیرسالنوایی برانگیز و با او بنال
جانا دلم آمد بهوای سر زلفتدر پای تو افتاد بجای سر زلفت
چون بت من بر سمن زلف معنبر شکسترونق کافور شد قیمت گوهر شکست
خرامان میرود دلبر تعالی الله چه رفتارستشکر میبارد از پسته بنا میزد چه گفتارست
خوشست آن پسته خندان و خوش آن گفتارتخوشست آن سرو خرامان و خوش آن رفتارت
دلا بدست گرفتی می این چه دستانستنه می گلست و نه طبعت هزار دستانست
در عشق هیچ درد چو درد حبیب نیستدرمان درد عشق بدست طبیب نیست
دهن غنچه وشت پسته خندان منستلب شکر شکنت نیک بدندان منست
دوش چه دانی مرا بیتو چه بر سر گذشتلشکر غم بر سرم بیحد و بیمر گذشت
روی شهر آرای یارم آفتابی دیگرستهر زمانی زلف او در پیچ و تابی دگرست
روی زیبای تو آرایش هر انجمن استلعل شیرین تو شور دل هر مرد و زن است
ببار ای مغنی نوایی شگفتگرفته رها کن که خوابم گرفت
رخسار لاله رنگ خوشت آتش ترستآبحیات در لب میگونت مضمرست
رویت که ازو عالم خوبی بنظام استچشم بد از و دور یکی ماه تمام است
زلف دلبر گیرم امشب آن شبستکام دل بر گیرم امشب آن شبست
زلف عنبر شکنت مایه ده مشک خطاستپیش چین سر زلفت سخن مشک خطاست
زین پیش داشتم صنمی سیمبر بدستاکنون نه عین دارم ازو نه اثر بدست